گردان حنظله

پايگاه مقاومت بسیج شهيد بهرامي

شاید چفیه سفید رنگ یا سیاه رنگ با چهارخانه های ریز و درشت و یا رنگها و به اشکال مختلف که رزمندگان در جبهه ها به دور گردن می پیچند دیده باشید. چفیه بعضی اوقات سفره رزمندگان می شود و چند رزمنده دلاور یکدل بر آن سفره ساده علی وار می نشینند. چفیه تنها وسیله ای است که اشکهای رزمندگان در دعا و مناجات را پاک می کند وآمار اشکها را همیشه در دل دارد. او محرم اسرار عابدانه هر دلاور است. چفیه در بعضی موارد کفن می شود وجسم سوخته و تکه تکه  رزمندگان را در خود جای می دهد و به رسم امانت نگه می دارد.

چفیه در شب عملیات اولین باندی است که می توان با آن زخمها را بست و به خدایشان سپرد و به حمله ادامه داد.

چفیه دستگیره ای برای ظروف داغ روی اجاق است و شال گردنی مستضعفانه ای وهمه اینهاست ، اما چفیه دستمال نخی نسبتا بزرگی است که حوله هر رزمنده است که دست و صورت را با آن خشک می کنند.

چفیه را می شود به کمر بست و در هنگام انجام کارهای سنگین و حمل مهمات استفاده کرد. چفیه زیرانداز و سجاده هر دلاور به هنگام نماز است و هیچ زیراندازی به اندازه چفیه آشنا با دعاها سجود زاهدان شب نیست.

چفیه ملحفه ای است که رزمندگان به رویشان می کشند منتهی اینجا اولاً از نوع فقیرانه آن ثانیاً کوچکتر و به قول رزمندگان از نوع قنداق تاشوی آن است.

رزمندگان چفیه را در تابستان ، آن هنگام که هوا بسیار گرم است با کمی آب به کولری مستضعفانه بدل کرده و با کشیدن آن بر رویشان از خنکی اش کام می جویند.چفیه در محیط های پر از گرد وغبار ، سر وصورت دلاوران را در آغوش می گیرد تا حلقشان را غبار نگیرد.

و بالاخره چفیه است که فردای قیامت همچون شاهدی صدیق بر رزم هر رزم آوری گواهی خواهد داد.


نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 21:26 توسط گمنام| |
طبقه بندی: گردان حنظله 

یه نوجوان 16 ساله بود از محله های پایین شهر تهران

چون بابا نداشت خیلی بد تربیت شده بود

خودش می گفت: گناهی نشد که من انجام ندم

تا اینکه یه نوار روضه حضرت زهرا سلام الله علیها زیر و رویش کرد

بلند شد اومد جبهه

یه روز به فرمانده مون گفت:من از بچگی حرم امام رضا علیه السلام نرفتم

می ترسم شهید بشم و حرم آقا رو نبینم

یک 48ساعته به من مرخصی بدین برم حرم امام رضا علیه السلام زیارت کنم و برگردم ...

... اجازه گرفت و رفت مشهد

دو ساعت توی حرم زیارت کرد و برگشت جبهه

توی وصیت نامه اش نوشته بود:

در راه برگشت از حرم امام رضا علیه السلام ، توی ماشین خواب حضرت رو دیدم

آقا بهم فرمود: حمید! اگر همینطور ادامه بدهی خودم میام می برمت...

...یه قبری برای خودش اطراف پادگان کنده بود

نیمه شبا تا سحر می خوابید داخل قبر

گریه می کرد و می گفت:یا امام رضا علیه السلام منتظر وعده ام

آقا جان چشم به راهم نذار...

توی وصیتنامه ساعت شهادت ، روز شهادت و مکان شهادتش رو هم نوشته بود

شهید که شد ، دیدیم حرفاش درست بوده

دقیقا توی روز ، ساعت و مکانی شهیـد شد که تو وصیت نامه اش نوشته بود...

خاطره ای از زندگی شهید حمید محمودی

راوی : حاج مهدی سلحشور ، همرزم شهید



نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 12:7 توسط گمنام| |
طبقه بندی: گردان حنظله 

 در روايت شيخ مفيد رحمه الله و سيد بن طاووس رحمه الله آمده:
هنگامي که شب عاشورا نزديک شد، آن حضرت اصحاب کرام خود را جمع فرمود، حضرت سيد الساجدين علي بن الحسين عليهماالسلام مي فرمايد:
من بيمار بودم، لکن خود را به آنان نزديک نمودم، تا بشنوم که آن درمانده ي وادي بلا و سردار اهل ابتلا با اصحاب خود چگونه سلوک مي فرمايد؟!



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 13:49 توسط گمنام| |
طبقه بندی: گردان حنظله 


یکی عزیزترینش  را اسماعیلش را به خدا هدیه می‌دهد و قربانی می‌کند

یکی هم همه اهل بیت و عزیزان و یارانش را 

و من چه برای هدیه کردن آوردم ؟!!


خدایا این نفس سرکش من برایم عزیز شده ...خودت قربانی اش کن و مال خودت کنش

خودت عزیز خودت کنش و الهیش کن

من من را آوردم ...خودم را 

زانو زده در پیشگاهت خسته از من .......

منم را از من بگیر ....منیتم را خودیتم را



نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1391ساعت 21:43 توسط گمنام| |
طبقه بندی: گردان حنظله 

 معنای بسیج

 بسیج یعنی حضور

بسیج یعنی حضور بهترین‌و بانشاطترین و با ایمان‌ترین نیروهای عظیم ملت درمیدان‌هایی که‌برای منافع ملی،برای اهداف بالا، کشورشان به‌آنها نیاز دارد، همیشه بهترین‌وخالص‌ترین و شرافتمندترین وپرافتخارترین انسانها این خصوصیات را دارند.

بسیج در یک کشور، معنایش آن زمره‌ای است که حاضرند این پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برایش سرمایه‌گذاری کنند.



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1391ساعت 14:42 توسط گمنام| |
طبقه بندی: گردان حنظله 

یکی از حزن انگیز ترین و در عین حال حماسی ترین لحظات فکه ، ماجرای گردان حنظله است ؛ 300 تن از رزمندگان این گردان درون یکی از کانال ها به محاصره نیرو های عراقی در می ایند. انها چند روز و صرفا با تکیه بر ایمان سرشار خود به مبارزه ادامه می دهند و به مرور همگی توسط اتش دشمن و با عطش مفرط به شهادت می رسند

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یکم مهر 1391ساعت 16:42 توسط گمنام| |
طبقه بندی: گردان حنظله 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin